مرگ حباب
عشق عزیز من گناه
بخت مرا کرده سیاه
بوی تو را عطر مرا
عطر تو را عشق مرا
عشق تو را شور مرا
شور تو را تلخ مرا
تلخ تو را زهر مرا
زهر تو را مرگ مرا
بوسه مرگ کرده تباه
گور سکوت برده پناه
حاکم شهر رفته به خواب
دامن آب برگه به قاب
فکر تو را حال مرا
حال تو را جان مرا
جان تو را چشم مرا
چشم تو را خواب مرا
خواب تو را مرگ مرا
مرگ تو را جنگ مرا
اولاد او خفته به تاب
بیتاب او خسته و خواب
کاوس ما تشنه تاج
درمانده و دربند باج
بنده تو تشنه مرا
تشنه تو را کشته مرا
کشته تو را خفته مرا
خفته تو را پرده مرا
پرده تو را برده مرا
برده تو را برده مرا
قسمت تو تار و طناب
ایران من بردی به باد
اُمید من در دام شب
فردای عشق ، مرگ حباب
سید علیرضا منظورالاجداد
۲۰ دی ۱۳۹۵
No comments:
Post a Comment