سقوط طهران ، سقوط شهرم
سقوط پاییز ، ریزش برگم
ریزش باران ، یتیم شبنم
بی کس و تنها ، نشسته اشکم
دختر ایران ، عریان و در بند
بی یار و بی کس ، بی تو چه سردم
سقوط طهران ، سی سال پیش بود
روزی که شب شد ، شاهم که کیش شد
روزی که پایمال ، حق یتیم شد
روزی که دزدی ، اسباب دین شد
روزی که خطبه ، هجوای منبر
روزی که منبر ، قاطر و زین شد
این نفت و گازم ، ضامن مین شد
خون ایرانی ، در شیشه چین شد
قیمت انسان ، به نرخ روز شد
اون روز نزول خور ، مالک دین شد
ریخته پلاستیک ، در صبح جمعه
دود سیاه و ، بمب کرده رخنه
آمده جلاد ، با تیغ و تشنه
با ارتش سرخ ، نا پاک نطفه
هموطن من ، در ترس خفاش
در غربت شب ، بی جان و خسته
زلزله شهر ، این درد خفتست
ریزش کاخ ، فرجام برج است
این اشک باران ، در سوگ برگ است
کوچه این عشق ، تاریک و تنگ است
اُمید فردام ، فریاد و درد است
سقوط شهرم ، نزدیک و سرد است
سید علیرضا منظورالاجداد
۹ بهمن ۱۳۹۵
No comments:
Post a Comment